کیلومترها راه در پیش داریم، مسیر بانه را به دنبال سوژهای از نوع ایثار و گذشت در پیش میگیریم مسیری که ما را به تاریخ پرافتخار هشت سال دفاع مقدس پیوند میزند، بانه از شهرهای کردستان در ۲۷۰ کیلومتری سنندج در ۲۰ کیلومتری مرز ایران و عراق قرار دارد.
مقصد اصلیمان یادمان «بوالحسن» است، یادمانی در روستایی با همین نام و نشان در ۲۷ کیلومتری غرب شهر بانه و ۱۲ کیلومتری رودخانه مرزی چومان و در دامنه کوه کاگر، پس از حرکت از بانه به سمت سردشت و گذشتن از گردنه زروار به یک سه راهی میرسیم که به طرف منطقه بوالحسن میرود.
«بوالحسن» در عملیات کربلای ۱۰ یکی از معبرهای حرکت رزمندگان برای عملیات در مناطق مرزی و عمق خاک عراق بود و در اغلب عملیاتهای برونمرزی انجام گرفته در ارتفاعات ماووت عراق، رزمندگان اسلام با عبور از این ناحیه و گذر از رودخانه چومان توانستند به نقاط هدف دسترسی پیدا کنند.
عملیات فتح ۱، فتح ۵،کربلای ۱۰، بیتالمقدس ۳ و بیتالمقدس ۶ از جمله عملیاتهای انجام شده در این منطقه بوده است؛ آنجا که هنوز بوی ایثار میدهد و رنگ اخلاص در گوشه گوشه آن چشمانمان را نوازش میکند، اینجا یادمان شهدای بوالحسن است، پا که به محوطه میگذاری آرامشی عجیب تمام وجودت را به خود میگیرد، خورشید به غروب نزدیک می شود، چشمانم در لحظه نخست با مزار سه شهید گمنام گره میخورد.
لباس فرم سپاه به تنش بود خیلی گشته بودند نه پلاکی، نه کارتی، چیزی همراهشان نبود این شد که شهید گمنام و فرزند روحالله نام گرفتند.
بوالحسن معبر ورود به عمق خاک عراق

ماموستا جمال محمودیان از راویان بومی منطقه بانه و از یادگاران دوران دفاع مقدس میگوید: اینجا میعادگاه عشق است، همانجایی که ایثار به نقطه اوج خود پرواز میکند.
وی افزود: بوالحسن بعنوان منطقه عملیاتی کربلای ۱۰ و یکی از معبرهای حرکت رزمندگان برای عملیات در مناطق مرزی و عمق خاک عراق بود بطوریکه در اغلب عملیاتهای برون مرزی انجام گرفته در ارتفاعات ماووت عراق، رزمندگان اسلام با عبور از این ناحیه و گذر از رودخانه چومان توانستند به نقاط هدف دسترسی پیدا کنند.
وی به خروشان بودن این رودخانه و سختیهایی که رزمندگان انقلاب در عبور از آن برای انجام عملیات و پاتک به دشمنان در تلافی حمله رژیم بعث به برخی نقاط جنوب کشور، گریزی زد و گفت: برای رسیدن به هدف باید از رودخانه خروشان میگذشتند اما همه شنا بلد نبودند و این شد که یکی از رزمندگان با ایثار دل به دریا زد و از آب عبور کرد و یک کابل را در آن طرف رودخانه به درختی گره زد و همه از این مسیر پرخطر گذشتند.
وی اضافه کرد: این مکان، محل استقرار نیروها و اردوگاهها، قرارگاههای فرماندهی و اورژانسهای بهداری محسوب میشد خوب به یاد دارم که در یکی از روزهای سخت زمستان که برف تا چندین متر بر زمین نشسته بود دو خانم بهیار برای کمک به رزمندگان به این نقطه آمده بودند اما مسیر را به اشتباه به جای اینکه به سمت نیروهای خودی بیایند به طرف دشمن رفته بودند.
صدای رگبار تیربارهای دشمن به سمت آنها گوش فلک را کر میکرد شانس آوردند به دست دشمن نیفتادند و نجات پیدا کردند.
وی با یادآوری اینکه عملیات فتح ۱، فتح ۵،کربلای ۱۰، بیتالمقدس ۳ و بیت المقدس ۶ از جمله عملیاتهای انجام شده در این منطقه بود، گفت: مردم شهرستان بانه در طول انقلاب به ویژه در ۸ سال جنگ تحمیلی سختیها و مشقتهای زیادی را متحمل شدند و شهدای زیادی را تقدیم انقلاب کردند.
بمباران هوایی سال ۶۵ بانه، شیمیایی کردن نقاط روستایی این شهرستان و…همه از ظلمهایی است که رژیم بعث به این مردم روا داشت ولی هرگز از دشمن نترسیدند و زهر تلخ شکست را نصیب آنان کردند.
خانوادههای دارای ۶ شهید

اینجا کم نیستند خانوادههایی که در آن روزهای سخت ۳ تا ۶ شهید را تقدیم انقلاب کردند و با وجود تمام این داغهای سخت و سنگین دست از دفاع از مرزهای کشور در این نقطه مرزی برنداشتند و دشمنان را در رسیدن به اهداف شومشان ناکام کردند.
به سمت یادمان میروم، مسئول سازمان اردویی، گردشگری و راهیان نور سپاه بیتالمقدس کردستان تک و تنها به دور دستها مینگرد انگار برگهای کتاب خاطرات آن روزهایش را ورق میزند تنهایش را میشکنم از آن روزهای سخت میپرسم اینکه در این نقطه دورافتاده و با طبیعت خشن چه بر رزمندگان اسلام گذشت.
میگوید: عملیات کربلای ۱۰ از همین نقطه آغاز شد، عملیاتی که به حق سخت و نفسگیر بود، بچهها به حق ایثار کردند و در شهادت از یک دیگر سبقت میگرفتند.
رود خروشان در آن ایام از سال موج میزد، ماشین سنگین اگر به آب میافتاد آب به کام خود میکشید، بچهها دشمن بعثی به شدت از جنوب فشار آورده بود خبرهای ناخوش از مرزهای جنوبی میآمد تصمیم گرفته شد از این نقطه بچهها حمله کنند.
وی همچنین ادامه داد: تنها راه رسیدن به صف تا دندان مسلح دشمنان گذر از آب خروشان بود، بچهها عزمشان را جزم کرده بودند آن روزها ثانیهها همه و همه به وقت جهاد و ایثار به دقیقه میرسید، سرما استخوانسوز بود، اما باید کسی چراغ اول را روشن میکرد و به دل آب میزد.
عملیات ۱۲ روزه کربلای ۱۰
عملیات گسترده کربلای ۱۰ در ۳۰ فروردین سال ۶۶ در جبهه شمالی ماووت و با رمز یا صاحبالزمان(عج) آغاز شد و آزادسازی ۲۵۰ کیلومتر از خاک عراق و ارتفاعات نزدیک شهر ماووت از دستاوردهای این عملیات سخت بود.
عملیاتی که حدود ۱۲ روز به طول انجامید، حضور نسبتا گسترده کردهای معارض عراقی در این مناطق سبب شد تا در مرحله نخست گشایش جبهه تازه در غرب کشور، تلاشها عمدتا به اتصال عقبه مناطق آزاد شده به ایران و بازشدن عقبه نیروهای معارض معطوف شود.
منطقه عمومی این عملیات در محور بانه - سردشت از شمال به رودخانه مرزی «گلاس»، از جنوب به رودخانه «آوسیویل»، از شرق به «سورکوه» و از غرب به ارتفاعات «گردهرش» و سپس ارتفاعات عمومی «آسوس» منتهی میشد. این منطقه دارای عوارض حساس و ارتفاعات نسبتاً بلند و صعبالعبور است.
تردد در این مناطق به دلیل نبود راه دسترسی مناسب بسیار دشوار بود، اما به دلیل وجود درختان مرتفع در پایین ارتفاعات، وضع برای اختفای نیروهای عمل کننده و حتی تحرک و جابجاییآنها در روز، کاملاً مناسب تشخیص داده شد.
استعداد نیرو و گسترش دشمن در این منطقه تا قبل از عملیات والفجر۹ که در پاییز سال۶۴ توسط نیروی زمینی سپاه صورت گرفته بود قابل توجه نبود، اما پس از آن و به ویژه پس از دو عملیات فتح ۱ و ۲ دشمن مجدداً حساس شد و تلاشهای نسبتاً وسیعی را بهمنظور تصرف مناطق تحت تسلط کردها و مسدود کردن معابر وصولی به عمق خاک عراق انجام داد، چنان که تیپهای کماندویی سپاه هفتم و سوم و چند تیپ و گردان مستقل دیگر با نظارت شخص صدام طی ۱۰۰ روز، بسیاری از ارتفاعات را به تصرف درآوردند.
تحرکات دشمن بعد از عملیات فتح ۱ بر پایه این تحلیل انجام میگرفت که در صورت عدم مقابله جدی، قوای نظامی ایران با تقویت نیرو به سمت «ازمر» و سپس «سلیمانیه» پیشروی خواهند کرد، اما با وجود همه تلاشهای دشمن، سرانجام در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۶۶ عملیات کربلای۱۰ با رمز «یا صاحبالزمان(عج)ادرکنی» توسط نیروی زمینی سپاه در منطقهای به وسعت ۲۵۰ کیلومترمربع آغاز شد. این عملیات که نخستین عملیات گسترده در غرب کشور پس از انتقال میدان اصلی جنگ از جنوب به شمال بود، هماهنگ با تک نیروهای منظم در جبهه ماووت و عملیات نامنظم قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی کردستان عراق در شمال سلیمانیه انجام گرفت.
آزادسازی ۵۰ روستای بانه
طی این حمله، آزادسازی ۵۰ روستای منطقه، ارتفاعات «سرلگو»، «بردهوش»، «قشن»، «اسبیدار»، «کلان» و چند ارتفاع دیگر میسر شد. همچنین ۲۰ کیلومتر از جاده ماووت- سلیمانیه تحت کنترل رزمندگان ایرانی درآمد. تجهیزات منهدم شده دشمن شامل یک فروند بالگرد، دهها دستگاه تانک و نفربر، چندین قبضه خمپارهانداز، مقداری سلاح سبک و نیمه سنگین بود. ۱۳ گردان و تیپ مستقل دشمن آسیب دید و تعداد کشته و زخمیها و اسرای دشمن به ۴۲۳۵ نفر رسید. در این عملیات ۸ دستگاه تانک و نفربر، چندین دستگاه خودرو و مقداری سلاح و مهمات به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد.
آغاز مرحله جدید جنگ در غرب کشور با عملیات کربلای ۱۰ و فتح ۵ توسط نیروی زمینی سپاه صورت گرفت، اگرچه این گونه عملیات به منزله سرآغاز تحقق استراتژی عملیاتی جدید ایران بود، لیکن دو عملیات یاد شده درعین حال از عوامل دیگری نیز تأثیر پذیرفته بود.
در خرداد سال ۶۴، پس از عملیات بدر، وضع حاکم بر جنگ منتهی به پیدایش این نظریه شد که با یک عملیات منظم بزرگ، هرگز عراق از پا در نخواهد آمد در نتیجه چنین تدبیر شد که سپاهپاسداران یک عملیات منظم و یک عملیات بزرگ نامنظم را به طور همزمان طرحریزی و اجرا کند.
برپایه همین تدبیر، سپاه اقدام به تشکیل قرارگاه رمضان و گسترش ارتباط با معارضین کرد عراقی و سازماندهی و تجهیز آنها کرد با توجه به احتمال عدم موفقیت در عملیات واحد و از دست رفتن نتایج حاصل از زحمات یکساله سپاه، همراه با امکانات و زمان، چنین پیشبینی شد که حداقل دو عملیات همزمان طرحریزی شود تا در صورت ناکامی در یک عملیات یا بسته شدن راهکارها، امکانات و نیرو در منطقه دیگر به کارگرفته شود.
بر همین اساس، در سال ۶۵ چند عملیات طرحریزی شد که عملیات کربلای ۱۰ و فتح ۵ از جمله آنها بود. به عبارت دیگر، عوامل مؤثر در گشایش جبهه جدید در منطقه غرب کشور که منجر به اجرای چندین عملیات شد و اولین آن کربلای ۱۰ و فتح ۵ نام گرفت.
شرح کوتاهی بر عملیات والفجر ۱۰

این رزمنده دوران دفاع مقدس یادآوری کرد: یکی از رزمندگان فنر را دور خود پیچید و از میان امواج خروشان با شنا خود را به آن طرف رساند و طناب و کمان زنجیر را به تنه درخت محکم بست، نمیدانم، کار شروع شده بود، باید مسیر برای عبور سپاه هموار میشد، لولهگذاری شروع شد شاید بیش از ۲ هزار لوله در همان نقطه روی هم ریخته شد خاک و سنگ بوده که بر دوش برادران رزمنده به محل کشیده میشد تا مسیر را برای عبور فراهم کند، اسب و قاطرها را به همراه تجهیزات عبور دادند.
سرمای شدید و برف و باران به سرعت میآمد اما بچهها دست از کار نکشیدند، هر کس شهید میشد دیگری جایش را میگرفت.
آنها رفتن تا ما بمانیم
یادمان شهدای بوالحسن را برای دیدن تصاویر نقش بسته بر دیوار یادمان دور میزنم، آب قرمز به نشانه خون پای ستونهای یادمان خودنمایی میکند نام برخی شهدا برایم خیلی آشناست سردار شهید نصراللهی فرمانده سپاه وقت بانه همان که هنوز عشق و ارادت به او در قلب مردم این شهرستان مرزی همچون گذشته میتپد.
شهید مهدوی آرا، حاج محمدحسین غلامی، امیر چیتسازیان و…شهدایی که ذرهذره این خاک با نفسها و قدمهایشان آشناست.

«کسی میتواند از سیمخاردارهای دشمن عبور کند که از سیم خاردارهای نفس خود گیر نکرده باشد»، پیام کوتاه شهید امیر چیتسازان دنیایی درس برایم داشت.
اینجا همه چیز رنگ خدایی دارد آرزوها با شهادت پیوند خورده است.
نیروی رسمی است یا قراردادی، خوب نمیدانم اما به قول خودش ۳ سال است در همین نقطه صفر مرزی مرزدادی میکند.
خانهاش فرسنگها دور در شهرستان قروه است و به امر خدا توفیق مرزداری در این نقطه را یافته است.
اینکه دور از خانواده باشی خیلی سخت است، اما باید با علاقه به کار از سختیها و دلتنگیها عبور کرد.

کار در اینجا حس خوبی به انسان تزریق میکند؛ مردم تا قبل از شیوع کرونا برای زیارت این یادمان میآمدند ولی شرایط کرونایی توفیق خدمت به مهمانان شهدا را از ما گرفت.
دفتر خاطرات شهدا را میخوانیم خیلی زحمت کشیدن ما واقعا به گردپاشون نمیرسیم. همیشه به شهادت فکر میکنیم ولی فکر نکنم به آرزوم برسم، خواب شهادت میبینم چند سال پیش خواب دیدم تو یک عملیات که اتفاقا در همین منطقه اتفاق افتاده بود و اصلا من حضور نداشتم شرکت کردم و به شهادت رسیدم.
سهم ما از شهادت خواب شهید شدن بوده تا این لحظه از خدا میخوام که من را به آرزوم برساند.
استان کردستان در دفاع مقدس ۵ هزار و ۴۸۰ شهید را تقدیم انقلاب کرده و هنوز هم در مرزهای این استان جانهای برای حفظ امنیت و آرامش مردم و دفاع از انقلاب تقدیم میشود.
انتهای پیام/





ثبت دیدگاه