معرفی کتاب؛

«تپه سوم»

شناسه : 2406 02 مارس 2021 - 10:22 57 بازدید ارسال توسط :
کتاب تپه سوم اثر دکتر بهروز خیریه با حمایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کردستان و توسط انتشارات صریر به چاپ رسیده است.
«تپه سوم»
پ
پ

کتاب تپه سوم اثر دکتر بهروز خیریه با حمایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان کردستان و توسط انتشارات صریر به چاپ رسیده است.

 

بهروز خیریه از نویسندگان با سابقه ی کردستانی است که تا کنون ۱۲ عنوان کتاب مختلف از او به چاپ رسیده است.

تپه سوم حاوی ده داستان کوتاه در مورد دفاع مقدس است، نویسنده که خود در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ در میان رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی خدمت سربازی را می گذرانده اطلاعات خوبی از مناطق عملیاتی غرب کشور به خصوص جبهه های سرپل ذهاب و گیلان غرب دارد، لذا داستانهای او بر اساس واقعیت جنگ و به صورت رئال است.

خواندن داستانها خاطرات بسیاری را در ذهن کسانی زنده خواهد کرد که در زمان دفاع مقدس به نوعی با جنگ در گیر بوده‎اند و برای آنان که جنگ را ندیده ‏اند، تصویری ساده از رشادتها و ایثارگریهای رزمندگان و مردم شجاع ایران را به نمایش می گذارد.

در بخشی از مقدمه کتاب آمده است:

جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان شاید یکی از عجیب‎ترین و طولانی‎ترین جنگهای تاریخ جهان باشد که هشت سال بدون وقفه ادامه داشت. عجیب از این جهت که یک کشور بدون آمادگی قبلی و تجهیزات لازم توانست هشت سال در برابر کشوری که با آمادگی کامل و نقشه‎ی قبلی جنگ را آغاز کرده بود، مقاومت کند و در پایان علیرغم تلفات و خسارات فراوان یک متر از خاک کشورش را تقدیم دشمن نکرد و طولانی‎ترین از این لحاظ که حتی جنگ جهانی دوم از اولین روزهایش که جهانگیر نشده بود تا پایان با وجود مشارکت اغلب کشورهای جهان شش سال طول کشید… بنابراین کسانی که در آن دوران زندگی می‎کردند هر یک به شکلی خاطرات فراوانی از روزهای جنگ دارند، زیرا دشمن به واسطه‎ی حمله‎ی هوایی و موشکی به شهرها و مناطق غیر نظامی باعث شد دورترین نقاط کشور هم طعم تلخ جنگ را احساس کنند.

در بخشی از داستان تپه سوم آمده است:

استوار امیری در حالی که کوره راه کوهستانی را طی می‎کرد از لابه لای درختان بلوط به طلوع آفتاب نگاه می‎کرد و در فکر این بود که چه خواهد شد؟ امیری از اهالی همان منطقه و خانه‎اش در شهر اسلام آباد بود. با وجود بمبارانهای دشمن، مردم شهر را رها نکرده بودند و در خانه‎های خود زندگی می‎کردند. امیری با خود فکر می‎کرد: «کجا بروند؟ جایی را ندارند؛ تازه شهر را هم ترک کنند روحیه‎ی رزمنده‎ها خراب می‎شود و دور نیست که عراقی‎ها آنجا را هم اشغال کنند.»

با خود به عاقبت این جنگ فکر می‎کرد. چه خواهد شد؟ این را هم با خودش حل کرده بود که مردم ایران ناچارند مقاومت کنند.

 

 

انتهای پیام/

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.