زندگینامه شهیده خدیجه شاه محمدی

شناسه : 954 11 می 2020 - 11:05 137 بازدید ارسال توسط :
 مادرم از عاشقان انقلاب اسلامی و از شیفتگان راه امام خمینی(ره) بود. به نیروهای انقلاب بسیار عشق می ورزید و از عناصر گروهکی به شدت تنفر داشت.
زندگینامه شهیده خدیجه شاه محمدی
پ
پ

خدیجه فرزند علی و بنفشه در دهم آذر ماه سال ۱۳۱۰ در رستای «نمدینه ی» شهرستان سقز در خانواده ای دیندار پا به جهان هستی گذاشت. دوران کودکی او در زادگاهش به پایان رسید، نبود امکانات تحصیل او را از درس و مدرسه محروم کرد و از همان کودکی با مشقت و زحمت کار در روستا آشنا شد . زمانی که به سن ازدواج رسید با جوانی از سادات روستا ازدواج نمود که ثمره ی آن پنج فرزند است، او بانویی فهیم با اخلاق و دین دار بود.شهیده خدیجه سرانجام در روز بیست و ششم خرداد سال ۱۳۶۱  به همراه همسرش سید محمد حسینی هنگامی که برای کمک و  انتقال یک مجروح به بیمارستان، به کمک برادران سپاه رفته بودند در حیاط مسجد مورد حمله ی ضد انقلاب قرار گرفته و هردو به شهادت رسیدند .

کمک به رزمندگان

مادرم از عاشقان انقلاب اسلامی و از شیفتگان راه امام خمینی(ره) بود. به نیروهای انقلاب بسیار عشق می ورزید و از عناصر گروهکی به شدت تنفر داشت. هرچه در توان داشت، برای کمک به نیروهای انقلاب اسلامی و برادران رزمنده به کار می گرفت، همیشه خود را مدیونِ تلاش های رزمندگان اسلام می دانست و احساس می کرد، در هیچ شرایطی نمی تواند آن چنان که شایسته است، قدرشناس این زحمت ها باشد.

در مسجدِ محل، ستادی برای جمع آوری کمک های مردمی به جبهه ها و رزمندگان اسلام، مستقر شده بود، هر کس به تناسبِ توان کمک می کرد (البته خیلی ها دوست داشتند کمک کنند، اما از این که گروهک ها بفهمند و موجباتِ آزارِ آن ها را فراهم کنند، جرات نداشتند کمک ها را علنی به مسجد ببرند).

یک روز مادرم وسایلِ زیادی را جمع کرد و آن ها را در چند کارتن بسته بندی نمود و در حالِ انتقالِ آن ها به مسجد بود که پدرم متوجه شد و گفت: اینها چی هستند؟ مادرم گفت: یک سری مواد خوراکی و لوازم موردِ نیاز رزمندگانِ جبهه ها. پدرم که از موضوع خبر نداشت، گفت: می خواهی دردسر درست کنی؟ اگر ضدانقلاب بفهمند، نابودمان خواهند کرد، مادرم گفت: هر کس در مقابلِ بچه های جنگ و جبهه مسئولیتی دارد، من فقط وظیفه ام را انجام می دهم، ضدانقلاب هم هر کاری دوست دارد انجام دهد، مگر غیر از این است که من را اعدام می کنند، من ترسی ندارم. وسایل را برداشت، بُرد، تحویل داد. وقتی برگشت، گفت: خیالم راحت شد، ان شاء الله خدا ما را هم از ثوابِ جنگ با صدام بی نصیب نکند.

الگوی شما حضرت فاطمه (س) است

مادرم زن با ایمانی بود، اهل نماز و روزه و پرهیزگاری بود. زیباترین عبادتی که مادرم انجام می داد و همیشه در ذهنِ من تداعی می شود، دعا و مناجات های او بود، وقتی بر سجادۀ نماز قرار می گرفت، پس از ادای فرض، دستانش را بالا می بُرد و بسیار خاضعانه از خداوند، طلبِ عاقبت به خیری و استغفار می کرد، این حالتش این قدر برایم زیبا و دوست داشتنی بود که هر وقت دعا و رازونیازش را آغاز می کرد، می رفتم پُشتِ سرش می نشستم و هر دعایی می کرد، آمین می گفتم..

هنوز خیلی کوچک بودم، که یک روز گفت: دخترم! تو که اسمت فاطمه است، آیا می دانی فاطمه چه کسی بوده؟ گفتم: نه، گفت: فاطمه دختر پیامبرِ بزرگوار ماست، فاطمه همسر حضرت علی و مادر دو گُلِ بهشتی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است.

فاطمه فخرِ زنانِ عالم است، تو هم که این اسم زیبا را با خود داری، باید، در زندگی، حضرت فاطمۀ زهرا(ع) را الگو و سرمشق خود قرار دهی.

مادرم آن چنان روی این موضوع حساس بود و آن را مرتب یاد آوری می کرد که واژۀ فاطمه ملکۀ ذهنم شده بود، بزرگ تر هم که شدم، همیشه مادرم می گفت: فاطمه جان! باید فاطمه وار زندگی کنی، فاطمه بمانی، تا عاقبت به خیر شوی.

شیر بهشتی

وقتی مادرم به شهادت رسید، برادرم پانزده ماهه بود و هنوز شیر می خورد. بعد از شهادتِ مادرم،برای تغذیۀ این طفل خیلی مشکل داشتیم، من مانده بودم و سه طفلِ معصوم، مصیبت های زیادی را تحمل کردیم . یک شب مادرم را در خواب دیدم، لباسِ زیبایی بر تن داشت، دربِ منزل را باز کرد و مثل همیشه در حالی که لبخند می زد، واردِ منزل شد، یک لیوان شیر هم همراهش بود، گفتم: مادر این شیر چیست؟ گفت: دخترم، این را برای برادرت آورده ام،به او بده بخورد تا بی تابی نکند، من شیر را از مادر گرفتم، او هم خداحافظی کرد که برود، گفتم: مادر جان پیش ما بمان. گفت: دخترم، خیلی عجله دارم، باید برگردم. وقتی با سرعت رفت، من هم سراسیمه دنبالش دویدم، در همین حال از خواب پریدم، دیدم نزدیکِ صبح است. بعد از این خواب، برادرم مثل سابق بی تابی نمی کرد و آرام تر شده بود.

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.