مادری که در برابر دیدگان فرزندش تیرباران شد

شناسه : 769 19 آوریل 2020 - 21:31 64 بازدید ارسال توسط :
گروهک های ضدانقلاب در کنار روستا، برادر شیرخوارم را از مادرم جدا می کنند و به خواهر کوچکم تحویل می دهند. آن از خدا بی خبرها مادرم را در برابر دیدگان خواهر کوچکم و برادر شیرخوارم به شهادت می رسانند.
مادری که در برابر دیدگان فرزندش تیرباران شد
پ
پ

به گزارش خبرنگار اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کردستان، شهیده مریم امین پور درسال ۱۳۲۳ در روستای “ایران خواه” در خانواده ای کشاورز و اهل دین متولد شد.

 

او درکانونی سرشار از معنویت، صفا و صداقت بزرگ شد اما به دلیل باورهای حاکم آن روزگار از درس و مدرسه محروم شد و به یادگیری فنون خانواده روی آورد .

 

او علاوه بر کمک به مادر، در کنار پدرش نیز به کار و تلاش می پرداخت. وقتی به سن ازدواج رسید با جوانی از سادات ازدواج کرد و با همسرش شهر سقز را برای سکونت برگزیدند آن زمان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بود او و همسرش از هواداران انقلاب اسلامی بودند با همه ی وجود به انقلاب عشق می ورزیدند و هرچه در توان داشتند در این راه به کار می گرفتند . شهیده مریم به دلیل تجربیات ارزنده ای که در کار مامایی و شکسته بندی داشت، خود را وقف خدمت به مردم نموده بود.

 

خانواده پدری مریم در روستای دولت قلعه زندگی می کردند او به دلیل مهر و محبتی که به آنان داشت مرتب به روستا می رفت و به آنها رسیدگی می کرد .

 

در یکی از همین سفرها به روستا ، عناصر ضد انقلاب وارد روستا می شوند و نیروهای سپاه هم که در تعقیب دشمن بوده اند به روستا می رسند ، درگیری شدیدی بین ضد انقلاب و نیروهای اسلام رخ می دهد تعدادی از نیروها شهید و تعدادی زخمی می شوند، حضور دشمن مانع از خروج زخمی ها می گردد هر لحظه بیم آن می رود که مجروحین توسط ضدانقلاب به گروگان گرفته شوند و یا به شهادت برسند. مریم درنگ را جایز نمی داند ، تصمیم می گیرد به کوچه برود و به زخمی ها کمک کند خانواده مانع او می شوند و می گویند: این اقدام تو خودکشی است، اما وقتی عزم او را می بینند پدرش نیز همراه او می رود . آنها وارد کوچه می شوند و به مجروحین اشاره می کنند که درب منزل شان باز است .نیروهای رزمنده ابتدا به آنها اعتماد نمی کنند که مبادا از نیروهای دشمن باشند اما وقتی اصرار آنها را می بینند، مجروحین را به منزل آقا کریم انتقال می دهند و خود نیز در آنجا پناه می گیرند.

 

مریم به همراه پدر زخمی ها را مداوا می کنند و شب هنگام آنها را از روستا خارج می کنند . روز بعد نیروهای ضدانقلاب که جریان را فهمیده بودند به منزل پدر شهید حمله می کنند شهیده مریم و پدرش را زیر مشت و لگد می گیرند ، پدر را به ستون داخل اتاق می بندند و با شلیک چند گلوله آر.پی.جی منزل را بر سرش خراب می کنند و جسم آن پیرمرد را تکه ، تکه می کنند، سپس شهیده مریم را به همراه دو کودک خردسالش که یکی از آنها را در آغوش داشته و دیگری هم گریه کنان و پا برهنه به دنبال او در حرکت است از روستا خارج می کنند طفل را از شهیده می گیرند و به آغوش دختر خردسالش می دهند سپس در برابر چشمان آن دو کودک مادرشان را به رگبار می بندند.

خادم مردم

نام مادرم برای مردم منطقه ی “دولت قلعه” نامی آشنا و شناخته شده است ، مریم امین پور، همان زنی است که در سخت ترین شرایط کنارشان بود؛ او قابله ای کار کشته بود دایم در خدمت مردم بود و خود را خادم آن ها می دانست. تلاش برای رفع آلام و کاهش مشکلات مردم را با همه ی وجودش وجهه ی همت خود کرد و به آن عمل نمود.

 

در آن زمان امکانات بهداشتی و مراکز درمانی در منطقه ی “دولت قلعه” و اطراف آن وجود نداشت، پدرم حرفه ی بهیاری داشت و مادرم کار مامایی را انجام می داد، این زن و شوهر کسانی بودند که دایم چشمانی انتظار حضورشان را می کشیدند تا چون مرهمی بر زخم هایشان قرار گیرند و درد هایشان را تسکین دهند .پدرم پا به پای مادر روستا به روستا می رفت و هیچ سختی آن ها را از خدمت به مردم بازنداشت؛ اکثر اوقات با پای پیاده مسیرهای سخت و صعب العبور را طی می کردند تا باری از دوش همنوعان خود بردارند. مردم آن منطقه همیشه به نیکی از مادرم یاد می کنند و او را شیر زنی میدانند که استوار و با اداره در برابر دشمنان مردم کرد ایستاد، از جانش گذشت تا حق و حقانیت را تفسیر کند و به همه ی ما چگونه زیستن را بیاموزد .

 

بر اساس این گزارش؛

 شهید کریم امین پور ـ پدر شهیده مریم امین پور ـ نزدیک به دو ماه بعد از شهادت دخترش در روز چهارم مرداد ماه سال ۱۳۶۳ در روستای سبزی برکان به اسارت گروهک های ضدانقلاب درمی آید و در همان جا تیرباران می شود.

هم چنین شهید محمد امین پور ـ برادر شهیده مریم امین پور ـ بعد از گذشت یک سال از شهادت خواهر و پدرش، در روز بیست و هشتم آبان ماه سال ۱۳۶۴ در شهرستان سقز هنگام درگیری با گروهک های ضد انقلاب به شهادت می رسد و به خواهر و برادر شهیدش ملحق می شود.

شهید کریم امین پور (پدر شهیده مریم امین پور)

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.