قبرستان عمومی دارسیران نام کردستان اولین کلمه ای را که در ذهن تداعی می کند غیرت و مردانگی است این شهرت و آوازه غیور مردان کرد مدیون کسانی است که اسطوره و الگوی مروت و مردانگی بودن همچون حاج توفیق مدنی فرد که نام مریوان را مشهور و حماسه وفا و پایداری را آوازه این شهر کرد .
مریوان به خود میبالد که مهد امثال حاج توفیق بوده است . پیشمرگ مسلمان کرد حاج توفیق مدنی فرد پدر شهید حسن مدنی فرد در روستای بلکر از توابع شهرستان مریوان میان خانواده ای مذهبی متولد شد . پدرش علی کشاورز بود که در سال ۱۳۴۷ فوت کرد و مادرش حبیبه نام داشت که ایشان نیز در سال ۱۳۴۰ دار فانی را وداع گفت . عدم امكانات آموزشی و فقر مالی خانوادهاش باعث شد تا نتواند به مدرسه برود و از علم و دانش بی بهره ماند . كه بعدها توانست نزد روحانیون محل در حد خواندن و نوشتن سواد بیاموزد .
در جوانی به کار فروشندگی و کشاورزی روی آورد در طول زندگیش سه بار ازدواج كرد كه همسران وی : آسكه ، حاجیه آشتی و خدیجه رسولی بودند كه از حاصل این وصلتها یازده فرزند پسر و هشت فرزند دختر به یادگار مانده است . وی برای امرار معاش خانوادهاش همیشه در حال تلاش و تكاپو بود . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به جمع نیروهای سپاه مریوان پیوست .
به علت نا آرام بودن منطقه توسط افراد ضد انقلاب به همراه خانوادهاش مجبور شد تا به كرمانشاه مهاجرت كند و مدتی را در سخت ترین شرایط در آنجا زندگی كردند و در کرمانشاه سازمان پیشمرگان كرد مسلمان را تشكیل دادند و هر روز بر فعالیتهای خودش میافزود . در عملیاتهای متعددی بر علیه عوامل ضد انقلاب شركت نمود و در این راه متحمل سختیهای فراوانی گردید و بارها مال و اموالش توسط ضد انقلابها به غارت كشیده شد اما وی همچنان بر اهداف خود مصمم بود .
شهید توفیق مدنی فرد با یک اشاره جوانان طایفه را مشتاق و راهی سپاه و سازمان پیشمرگان کرد مسلمان کرد تا جان خود را در راه اسلام و ایستادگی و پایمردی فدا کنند . ۱۷ شهید از طایفه حاج توفیق تقدیم انقلاب شد . و همیشه خانواده های پیشمرگان کرد مسلمان راضی و خوشنود از اینکه جوانان خود را برای دفاع از اسلام و انقلاب داده اند حامی نظام و ولایت فقیه بوده و هستند . قصه مردانگی و رشادتهای بی شمار حاج توفیق فراوان و قلم قاصر و صفحه محدود است . او پسر بزرگ خود حسن را هم در این راه فدا کرد . وقتی خبر شهادتش را شنید خم به ابرو نیاورد و خدا را شکر کرد .
حاج توفیق را فدایی خمینی نامیده اند و به او لقب مقداد خمینی داده اند آنقدر وفاداری و مردانگی حاج توفیق ضدانقلاب کوردل و مزدور را عذاب می داد که سرانجام مانند مار زخمی زهر خود را ریخته و این غیور مرد را ربوده به اسارت در آوردند و مظلومانه به شهادت رساندند .
حاجیه آشتی همسر شهید توفیق مدنی فرد می گوید: همسرم در شهامت و شجاعت کمنظیر بود، چون به انقلاب اسلامی عشق میورزید، از هیچ نوع فداکاری در راه پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی کوتاهی نمیکرد.
وقتی مأموریتی به او داده میشد، از سختیهای آن سؤالی نمیکرد، بلافاصله آماده و عازم انجام مأموریت میشد، در مردادماه سال ۱۳۷۱، مأموریتی برونمرزی به او دادند، با اینکه شرایط انجام آن مأموریت بسیار سخت بود، امّا عاشقانه عازم شد، در حین انجام مأموریت به اسارت عناصر ضدانقلاب درآمد. او را به مقر اصلیشان در کوههای قندیل انتقال دادند، ما وقتی از جریان مطّلع شدیم، به آن جا رفتیم، با فرمانده آن ها صحبت کردیم، گفت: بعد از هشت ماه آزادش میکنیم.
هر بار که به ملاقاتش میرفتیم، ضدانقلاب حرفهای از این دست را تحویل ما میدادند. حاج توفیق را به شدّت شکنجه می دادند و روزبهروز جثۀ او ضعیفتر میشد. وقتی او را ملاقات میکردم، میگفت: به خاطر آزادی من از ضدانقلاب التماس نکنید، آن ها من را آزاد نخواهند کرد، آن ها به شدّت از من عصبانیاند دنبال انتقام گرفتن هستند، به خودتان زحمت ندهید.
بالأخره وعدّهای را که ضدانقلاب داده بود، به اتمام رسید، مطّلع شدیم رادیوی ضدانقلاب خبر داده است که کاک توفیق را اعدام کردهاند، وقتی به دنبال پیکرش رفتیم، پانزده روز از شهادت او میگذشت، جنازهاش را در همان حوالی دفن کرده بودند، وقتی پیکرش را از خاک بیرون آوردیم،
خون از زخمهایش فوران میکرد، به شهرستان مریوان هم که رسیدیم، خونش بند نمیآمد، سه بار برایش کفن عوض کردیم و آخر سر هم با کفن خونین به خاک سپردیم .





ثبت دیدگاه